کاغذ پران

با سلام به همه!

و امروز از شاعر و نويسنده نامور کشور جناب کاظم کاظمی بخوانيم. با تشکر از ويبلاگ کاظم کاظمی .

 

شعری تازه

كاغذپران‌

شما كاغذپران‌بازيد و ما كاغذپران‌، مردم‌
بله‌، اين است تقسيم زمين و آسمان‌، مردم‌

شما روي زمين با چرخة تقدير شنگيدن‌
و ما در آسمان با طالع بي‌پير جنگيدن‌

شما شادان كه اينك از چه سويي باد مي‌آيد
و ما را هر نفس مرگي دگر در ياد مي‌آيد

 

كسي در آسمان گردن به گردن مي‌شود با من‌
بله‌، اينجا برادر نيز دشمن مي‌شود با من‌

دمي با او شكست آيد، دمي با من شكست آيد
و آزادي‌، كه آخر در بهاي جان به دست آيد

و آزادي‌... كه دستي باز مي‌گيرد ز حلقومم‌
بله‌، عمري است با يك هستي و صد مرگ محكومم‌

هنوزم پايبند چرخة تقدير بايد شد
و با چندين برادر باز هم درگير بايد شد

 

شما كاغذپران‌بازيد و ما كاغذپران‌، آري‌
چنين بوده است تقدير ضعيف و پهلوان‌، آري‌

فداي زندگيتان كرد بايد زندگانيها
كه شايد شادمان گرديد از اين كاغذپرانيها

مشهد، 5 فروردين 83

يادداشت: كاغذپران در افغانستان به بادبادك مي‌گويند و كاغذپران‌بازي از تفريحات رايج در اين كشور است‌. اين بازي‌، فوت و فني دارد و آداب و رسومي از قبيل جنگ‌انداختن كاغذپرانها و بردن و باختن‌هايي كه يادآور برد و باخت كشتي‌گيران است‌. «چرخه‌» وسيله‌اي است كه نخ كاغذپران بدان پيچيده مي‌شود و «آزادي‌» كاغذپران مغلوبي را مي‌گويند كه بريده شده و به دست كسي ديگر مي‌افتد. هر كس كاغذپران «آزادي‌» را بگيرد، از آن خود اوست و مي‌تواند در آسمان پروازش دهد.

/ 1 نظر / 44 بازدید
meisam

سلام متنتو بد می خوتم.فعلا